این روزا حوصله نوشتن از هیچی رو ندارم ، نمیدونم چرا . گرمای این تابستان صبر و حوصله را از آدم می گیره...البته این خونه جدید در بلاگ اسکای کمی آرامش بهم داده.....کاش یه اتفاقی می افتاد یه اتفاق خوب تو زندگی...
***
سال پیش ردپای خاطراتمان را
تا کوچه ای بی انتها تعقیب کرده بودم
امسال آن را دوباره دیدم
وای!!!
آن کوچه را بن بست کرده اند
**
سالها پیش پیچک تنهائی ام را
در حیاط خانه تان کاشته بودم
امروز آن را دوباره دیدم
چقدر خوب رشد کرده!!!!
**
تابستان است
تنم تب کرد
دلم لرزید و سوخت
کجائید ای روزهای خاطرات بارانی.....
------------------------------------------
حسام شیرازی با مطلب کودکان بی گناه به روز است .
اینجا شبانه درختها را قطع میکنند در وبلاگ بیکارستان .
سجاد نیکنام هم که همیشه بروز است با قلمی بسیار زیبا .
مینا گران مطلبی زیبا از دوست عزیز جناب فروزان


